امام معصوم همه نعمات را به خداوند نسبت می‌دهند ولی دیگران انقلاب و یا دستآوردهای آن را به اشخاص نسبت می‌دهند

امام معصوم همه نعمات را به خداوند نسبت می‌دهند ولی دیگران انقلاب و یا دستآوردهای آن را به اشخاص نسبت می‌دهند

بیانات حاج منصور ارضی مراسم مناجات و دعای کمیل حرم سید الکریم 21 دی 97

اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسْمِ ٱللّهِ ٱلرَّحْمنِ ٱلرَّحِیمِ
«الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَمیعِ مَحامِدِهِ کُلِّهَا عَلی جَمیعِ نِعَمِهِ کُلِّها»

فرازی از مناجات ششم، رازو نیاز شاکران:
"وَ قَلَّدَتْنى‏ مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ، وَ طَوَّقَتْنى‏ اَطْواقاً لا تُفَلُّ، فَآلائُکَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى‏ عَنْ اِحْصآئِها وَ نَعْمآؤُکَ کَثیرَةٌ قَصُرَ فَهْمى‏ عَنْ اِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصآئِها فَکَیْفَ لى‏ بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ، وَ شُکْرى‏ اِیَّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى‏ شُکْرٍ، فَکُلَّما قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ، وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِکَ اَنْ اَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ"
«واحسان‌هایت گردن بندههایی به گردنم انداخته که باز نشود و طوق‌هایی بدان آویخته که نگسلد، نعمت‌های بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده و بخشش‌های فراوانت خِرد و فهم مرا از ادراکش کوتاه کرده، تا چه رسد به پیبردن به پایانش به این ترتیب من چگونه میتوانم تو را سپاسگزاری کنم و همان سپاسگزاری من تازه احتیاج به سپاسگزاری دیگری دارد و هرگاه بگویم ستایش مخصوص تو است برای همین جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص تو است»
اینگونه نیست که افراد بی‌خداو یا سرکش فقط اسیر غیرخداوند باشند بلکه بندگان خدا نیز دربند خدا و اهلبیت قراردارند. در این فراز از مناجات امام می‌فرماینداین ریسمانی که منّت خداوند بر گردن ماست همیشگی است و باز نمی‌شود"وَ قَلَّدَتْنى‏ مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ" یعنی اوییکه اسیر نفس یا شیطان است گرفتار هست - و اویی که بنده خداست نیز گرفتار خدا است - اما اسیر شیطان را می‌توان به قدرت خداوند باز کرد. بنده خدا همیشه از بندگی لذت می‌برد وبه همین خاطر می‌گوییم وقتی بندهای خداوند را آدمی از خود باز می‌کند تبدیل به بی‌بندوبار می‌شود چون بندگی ندارد. آن کسی که بندگی را می‌داند و از منّت خداوندلذت هم می‌برد طوق بندگی را به گردن می‌افکند. توجه کنید منّت خلق به رو آورده می‌شود و نهایتاً در بدترین و یا سخت‌ترین جا به روی شما می‌آورند و یک مرحله‌ای از شما بار هم می‌کشند و می‌گویند مابودیم تورا به اینجا رساندیم. حضرت اشاره میکنند طوق بندگی گسستنی نیست.
"فَآلائُکَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى‏ عَنْ اِحْصآئِها"
زبان قادر به بیان و شکر نعمات و احسان پروردگار نیست، و مطلقاً نمی‌توان نعمات پروردگار را نمی‌توان به شمارش آورد. حضرت در این فراز نتیجه‌گیری میکند که نعمات کثیر پروردگار از درک و ادراک خودشان و دیگران خارج است. واقعاً هراتفاق و موضوعی را می‌بینیم نعمات را می‌توانیم مشاهده کنیم. اگر توجه کنیم می‌بینیم امام معصوم همه نعمات را به خداوند نسبت می‌دهند ولی دیگران همانطور که شنیدید نعماتی مثل انقلاب و یا دستآوردهای آن را به اشخاص نسبت می‌دهند و با عناوینی متفاوت، مسئولیت و دلیل را مستقیم به فردی خاص متصل می‌کنند پس باید گفت طرف خدا است، در حالی که می‌خواهد فقط تعریف و تمجید کند و در باطن می‌خواهد خواسته‌های خود را بیان کند و یا به قول بزرگی ناخواسته‌های خود را در قالب سخنرانی بیان می‌کند. می‌گویند تمام دستاوردهای انقلاب و یا مقاومت و دفاع مقدس معطوف به غیر خداست.  ما نیز در حاشیه و اطراف جنگ زندگی کردیم و دیدیم در منطقه عملیاتی ام الرصاص و فاو چه ضربات سختی بر اُمت وارد شد و رزمندگان چه مظلومانه شهید شدند. حالا دارد مشخص می‌شود چه کسی حکم و دستور داده است. خدا رحمت کند امام خمینی را گویی دیگران انقلاب و کشور را نگهداشتند و امام نه!
منظور از گفتن این نکات این بود که درسی از این مناجات بیاموزیم و نعمات خدا را به کسی ربط ندهیم و تشکر کردن از خدارا بیاموزیم. 
در اینجا نکته‌ای دیگر نیز هست و آن که امام می‌فرمایند" فَکَیْفَ لى‏ بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ" ما چگونه می‌توانیم شکر کردن را بیاموزیم، تحصیل و حاصل به ما می‌آموزد که بایدبرای شکر، آموزش و درس حاصل شود چون همه زحماتی که نیروهای خداوندگار می‌کشند و یا اراده خداوند را نباید به کسی دیگر نسبت داد. در موضوع آزاد سازی خرمشهر هرچه به امام اصرار شد که با دستور شما این عملیات انجام گرفته است و فرماندهی آن با شما بوده امام فرمودند این پیروزی نه توسط بنده بلکه به خواست و اراده خداوند آزاد شده است. از اینجا سیره علما و روحانیت مشخص می‌شود که پیروزی را به شخصی نسبت نداد بلکه در انقلاب اسلامی ایران پیروزی به خداوند نسبت داده می‌شود نه به شخص و فردی! 
با این گفتار امام معصوم باید برای شکر باید تحصیل و درس آموخت چون امام اینگونه می‌فرمایند. در مقابل می‌گویند چه فرقی دارد ما یا اسیر خدا هستیم و یا اسیر شیطان این تعصب و تحجر چقدر ادراک را پایین می‌آورد، کسی که همه نعمات و فضل و رحمت خود را برای مخلوقات قرارداده است و همه شکل از ما محافظت کرده با شیطان مقایسه کنیم؟ آموزش شکر از خانه و خانواده شروع می‌شود و به قول بزرگی که می‌فرمود پای پدرو مادر خداوند ایستاده است و در قرآن بعد از توحید بالاترین مقام نزد پدر و مادر است، برای این موضوع خداوند قسم خورده و آیه نازل نموده...
"مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا" 
«آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید»
ما از والدین خود می‌گذریم و به سوی رفیق می‌رویم، بعد که منحرف می‌شویم کار از دستمان در رفته است. به قول بزرگی که می‌گفت 99% افراد که به جهنم می‌روند از رفیق است و این رفاقت بیچاره می‌ کند، حالا حرف رقیق راگوش بده ولی حرف والدین را آویزه گوش نمیکنند. حالا گفتند اگروالدین دستور به یک امر حرامی دادند تو اجازه داری عمل نکنی! کی والدین از ما امر حرامی خواستند؟! اما در برابر رفیق خواسته او را با وحی یکی می‌دانیم و آن را انجام می‌دهیم!
"‏ اِیَّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى‏ شُکْرٍ" واقعاً این فقر ما یک موضوع شکر است، خروج از این فقر یک موضوع شکر، این که خود را فقیر نمی‌داینم و فهم این فقر یک موضوع شکر است. ما واقعاً نمی‌توانیم شکر کاملی داشته باشیم چون وقتی می‌خواهیم شکر کنیم می‌بینیم همان شکر ما خود یک شکر می‌خواهد. اصلاً ما در تشکر از خداوند مانده‌ایم
"إِلَهِی فَکَمَا غَذَّیْتَنَا بِلُطْفِکَ، وَ رَبَّیْتَنَا بِصُنْعِکَ، فَتَمِّمْ عَلَیْنَا سَوَابِغَ النِّعَمِ إِلَهِی فَکَمَا غَذَّیْتَنَا بِلُطْفِکَ، وَ رَبَّیْتَنَا بِصُنْعِکَ، فَتَمِّمْ عَلَیْنَا سَوَابِغَ النِّعَمِ، وَ ادْفَعْ عَنَّا مَکَارِهَ النِّقَمِ، وَ آتِنَا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ أَرْفَعَهَا وَ أَجَلَّهَا، عَاجِلاً وَ آجِلاً " 
«خدایا همانگونه که ما را به لطفت طعام دادی و با احسانت پروریدی پس نعمت‌های سرشارت را بر ما به انجام‌رسان، و ناگواری‌های ناخوشایند را از ما دور کن، و از بهره‌های هر دو جهان بالاتر و برترش را چه اینک و چه در آینده به ما عنایت کن»
خلاصه خدایا تو به لطفت ما را نگداشتی و رزق ما را دادی و جان ما را نگهداشتی و زندگی به ما دادی، و همه این جملات نشان دهنده این است که برای شکر از امام علیه السلام باید درس بگیریم، پس راه تحصیل شکر یکی فهم لطف خداوند است و دیگری بدانیم که خود ما صنعت و صنع پروردگار هستیم.
ما درمورد انقلاب باید بگویم چهل سال از این انقلاب گذشته است وباید چهل سال دیگر نیز بگذرد چه ما باشیم و چه نباشیم. اما بدانیم این انقلاب با خون امام حسینیها آبیاری شده است. از روز اول که می‌خواهی سال57 حساب کنید و یا سال 42 ، حساب کنید این خونها تضمین انقلاب هستند، منتهی گاهی وقتها دریا با همه زیبایی و نعماتش وقتی طوفانی می‌شود چیزهای زیاد را باخود می‌شوید اما بعد از آن حیات و زندگی دوباره از نو شروع می‌شود در این انقلاب نیز برخی کسانی که به خواسته‌های خود نرسیدند بعد از پیچهای تاریخ ساز خود تبدیل می‌شوند به یک انحراف و ضد انقلاب ولی آنچه می‌ماند دریای انقلاب است که در کنار آن امام زمان ایستاده است. فلذا می‌آیند از درون حوزه مثل همین دارو دسته شیرازیها خیلی هم کار می‌کنند - حضرت آقا در مورد قم و حوزه چه صحبتهایی حساب شده‌ای داشتند که من اشاره نمی‌کنم – تا از جایی که ضربه خوردند از همانجا شروع به تخریب کنند و ان شاء الله نمی‌توانند و به این وسیله مرد م و حوزه‌های قم را از انقلاب جدا کنند تا بتوانند به انقلاب ضربه بزنند. امابدانند نمی‌شود چنین کاری کرد چون این انقلاب قسم خورده دارد همه ما نیز بمیریم نمی‌شود. حالا این وسط هرکس می‌خواهد بازی کند، مردم می‌فهمند! برای فهم این بازی‌ها به تاریخ صدر اسلام وبرخورد معاویه در مورد قتل  عثمان مراجعه کنید. عثمان با دسیسه معاویه و همپیمانانش کشته شد ولی فریاد تظلم خواهی معاویه از همه رساتر شد! وبااین سروصداها مسئولیت کار را به گردن امیرالمومنین علی علیه السلام انداختند. حالا طرف هم خودش در استخر فوت شده، حالا بگویند او زنده است و یا چه کرده، و چه کارهایی را باعث شده است. ما باید پناه ببریم به خداکه نفس من و یا تو گُل کندنعمات و آیات خدا محو می‌شود و آیات قرآن زیر سوال می‌رود. امام وقتی در پیروزی‌های بزرگ فرمود این کار خدابوده است می‌دانست که روزی می‌آید که می‌گویند این فرد و یا فرد دیگری فلان کار و پیروزی بزرگ رابه دست آورده است.
ماله کشیدن به کثافات بر جام  سرانجام  کار به بی‌دینی کشیده می‌شود کافی است چند وقتی صبر کنید و ببینید چنین مشود. 
زمانی ما با ده نفر مراسم مناجات و دعای کمیل را برگذار می‌کردیم، وحتی با ده نفر چنین محافلی داشتیم، حتی در این اواخر با حکومت نظامی مواجه می‌شدیم و از دیوار حرم بالا می‌آمدیم تا در این مراسم شرکت کنیم، مگر اینکه از قبل ساعت 5 و 6غروب در حرم منتظر می‌ماندیدم. اما روز هر ساعتی که بخواهید به زیارت مشرف می‌شوید.از این نعمات قدردانی کنید، کسی که می‌خواهد استقلال داشته باشد باید زیر فشار تحریمها دوام بیاورد، چون هم دشمن داخلی و خارجی داریم و حتی کسی که گران فروشی میکند دشمن اقتصادی ملت است.