شهدای مسجد ارک/ شهید مجید راعى

شهدای مسجد ارک/ شهید مجید راعى                    
در شب وقوع حادثه پس از ساعتها جستجو خانواده توانستند مجید را در بیمارستان پیدا کنند. با وجود 85 درصد سوختگى از روحیه خوبى برخوردار بود.

بسم الله الرحمن الرحیم

مرورى بر زندگى و خصوصیات شهید:

در خانواده ‏اى مذهبى در تهران به دنیا آمد. در دامن مادرى نجیب و صبور و پدرى پرتلاش تربیت یافت. از دوران نوجوانى به عضویت بسیج دانش آموزى مسجد محله در آمد و به تدریج با شناخت و معرفت در این محیط با تعالیم دینى و انقلابى رشد و تکامل خود را آغاز کرد.
در این دوران همواره با دوستان خود در مراسم مذهبى، نماز جمعه، راه پیمایى ‏هاو ادعیه و تشییع پیکر شهدا شرکت مى‏ کرد. مجید از 14 سالگى با علاقه به فراگیرى مسائل شرعى و عمل به آنها پرداخت و بعد از چند ماه بررسى و تحقیق، مرجع تقلیدش را انتخاب کرد و تقید به مسائل شرعى مشى زندگى ‏اش بود. در سال 1380 در دانشگاه پذیرفته و در رشته حسابدارى مشغول تحصیل شد.
به رعایت واجبات شرعى مقید بود. به نماز اول وقت و خواندن زیارت عاشورا و قرائت قرآن توجه خاصى داشت و بسیارى از مستحبات را رعایت مى‏ کرد. از غیبت کردن پرهیز مى ‏کرد و از شنیدن غیبت ناراحت مى‏ شد. به پرداخت وجوه شرعى اهتمام داشت.
با دیگران با خوشرویى و ادب برخورد مى‏ کرد و به هیچ کس بى احترامى نمى ‏کرد. در کمک کردن به دیگران کوتاهى نمى‏ کرد. به حقوق دیگران احترام مى ‏گذاشت. عاشق شهادت بود و همیشه افسوس مى ‏خورد که چرا دوران جنگ تحمیلى من کودک بودم و نتوانستم به جبهه بروم. یکى از آرزوهاى مجید این بود که به کربلا برود.
در دوران دانشجویى نیز به عضویت بسیج دانشجویی دانشگاه در آمد و در برنامه ‏هاى فرهنگى و مذهبى دانشگاه شرکت فعال داشت. مجید به دلیل علاقه زیاد به عزادارى سالار شهیدان از دوران نوجوانى در اکثر مجالس مداحى و عزادارى حاج منصور ارضى و حاج سعید حدادیان شرکت مى‏ کرد و سرانجام در این مجالس در مسجد ارک پر کشید و به سرور آزادگان حسین ‏بن على (علیه‏ السلام) پیوست.

روز واقعه:
در شب وقوع حادثه پس از ساعتها جستجو خانواده توانستند مجید را در بیمارستان پیدا کنند. با وجود 85 درصد سوختگى از روحیه خوبى برخوردار بود. زیر لب آیت الکرسى مى ‏خواند و هرگز از درد ناله نکرد.
او هم مانند اربابش با لب تشنه جان داد و سر و صورتش قابل شناسایى نبود. انگشتر عقیقى که در دست داشت زیر دست و پا گم شده بود به خاطر سوختگى زیاد نتوانستند غسلش بدهند و با همان اشکهایى که براى امام حسین (علیه ‏السلام) ریخته بود بدنش غسل داده شد.

نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.