شهدای مسجد ارک/ شهید پیمان خادمى

شهدای مسجد ارک/ شهید پیمان خادمى                    
بسیار امانت‏دار بود روزى به مادرش گفته بود که مى‏ خواهم هر چیزى از دوستانم که نزد من هست به آن‌ها برگردانم تا یک موقع مدیون آن‌ها نباشم و اگر شب اول قبر از من سؤال بشود راحت بتوانم پاسخگو باشم. بسیار حساس و مهربان بود و دوست داشت در حد توانش به همه کمک کند. مثلاً در زلزله بم پتوى خودش را به زلزله‏ زدگان هدیه داد.

بسم الله الرحمن الرحیم

مرورى بر زندگى و خصوصیات شهید:
در دى ماه 65 متولد شد. سه سال بود که حال پیمان عجیب دگرگون شده بود. تمام ایام هفته خود را با هیئت تنظیم مى‏ کرد. شب هاى جمعه به حرم حضرت عبدالعظیم(علیه‏ السلام) مى‏ رفت و تا صبح آنجا مى‏ ماند و اگر مادرش مى‏ گفت‏ نرو دلم شور مى‏ زند، در جواب مى‏ گفت: «هر موقع دلشوره پیدا کردى تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها) را بگو دلت آروم مى‏ شه».
قبل از ماه رمضان 83 بود که در کنار درسش به کارى نیم وقت مشغول شد و با اولین حقوقش یک جلد قرآن و یک جلد مفاتیح الجنان و یک جلد توضیح المسائل خرید.
ماه رمضان آن سال پیمان عجیب با سحر اُخت شده بود و تا صبح بیدار مى‏ ماند و مناجات مى‏ کرد. همیشه غبطه شهدا را مى‏ خورد و مى‏ گفت اى کاش مرگ من هم با شهادت باشد.
بسیار امانت‏دار بود روزى به مادرش گفته بود که مى‏ خواهم هر چیزى از دوستانم که نزد من هست به آن‌ها برگردانم تا یک موقع مدیون آن‌ها نباشم و اگر شب اول قبر از من سؤال
بشود راحت بتوانم پاسخگو باشم. بسیار حساس و مهربان بود و دوست داشت در حد توانش به همه کمک کند. مثلاً در زلزله بم پتوى خودش را به زلزله‏ زدگان هدیه داد. اهل استغفار و توبه بود.
او تا غسل نکرد لباس مشکى محرمش را نپوشید و مى‏ گفت که این کفن من است و سرانجام لباس مشکى او واقعاً کفنش شد و او به آرزویش رسید.

نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.