بیانات استادحاج منصورارضی درخصوص مناسبتهای ماه صَفر

بیانات استادحاج منصورارضی درخصوص مناسبتهای ماه صَفر                    
ماه صفرباماه محرم فرق دارد در ماه صفر هم سعی کنید صدقه زیاد بدهد چرا که از روایات برمی آید در این ماه بلا زیاد می‌شود لذا برای اینکه محفوظ بمانید اولا فراوان صدقه بدهید ، آن هم صدقه ای که گره از کار کسی بازکند ، ثانیا این دعای سه چهار خطی«یاشدیدالقوی ....»که سفارش شده در روز ده بار بخوانید.در دهۀ اوّل محرم سراغ روضه‌های شهر شام نروید اوّل ماه صفر کاروان اسرای آل الله وارد شهر شام شدند.بعضی ازمورخین روز تشکیل مجلس یزید لعنة الله علیه راهمان روز شهادت حضرت رقیۀ سلام الله علیها می‌دانند.


درروایتی هفتم صفر مصادف باتولدحضرت موسی بن جعفر علیه السلام است وازآنجا که دو ماه محرم وصفر به عزاداری اختصاص داردازجشن ومولودی دراین ایام صرفنظرمی شود علاوه براینکه روایت میلادامام کاظم علیه السلام برای پنجم رجب هم واردشده است.  همچنین شهادت آقا امام حسن مجتبی علیه السلام رانیزدرهفتم صفر نوشته اند.  جنگ صفین هم در ماه صفر اتفاق افتاده است.درروزاربعین بایدتمام اتفاقات روزعاشورا وپس ازآنرابایک بیان ونفس گرم بازگونماییداربعین نتیجه گیری است روز جواب امتحا نات است البته مردودی ندارد.خوداربعین بایدبه نوعی جایگزین دهه اول محرم باشد.
پس ازماه صفر نگوییدتازه ایام عزای حضرت زهراسلام الله علیها شروع شده است پس عزاداری  بایدادمه پیداکنداین افراط وتفریط‌ها ماراعقب نگه داشته است.یکسری از برنامه‌ها بوی بدعت می‌دهد.
امام حسن مجتبی علیه السلام زیربنای کربلاراریخته اندباصبرحضرت،کربلاظهورنموده است امام حسن علیه السلام امامِ سیدالشهدا علیه السلام بوده وآن حضرت مأموم  امام مجتبیعلیه السلام بوده است.دهه سوم صفرازامام مجتبی علیه السلام زیادبخوانید.
ازآنجا که پرداختن به مصیبت حضرت محسن علیه ا لسلام موضوعی غیرتی وناموسی بوده ودرحریم اهل بیت قرارمی گیرد بهتراست به صورت سربسته وگذرااشاره شودوازبزرگداشت چنین ایامی که پس ازماه صفرانجام می‌شود صرفنظرنمود.مراثی ایشانرا می‌توان درایام فاطمیه اشاره نمود.اول صفر،کاروان اسرا وارد شام می‌شود.در این راه خیلی اتقات عجیبی هم افتاد که یک موردش ماجرای آن راهب است .کسی که سال‌ها از ظهوردین اسلام گذشته اما او هنوز مسیحی است و برای خودش کلیسایی دارد. دید کاروانی که کنار دیر او مستقر شده کاروان عجیبی است . نگهبان‌های کاروان همه عیاش و میگسارند اما اسرا همه از ظاهرشان معلوم است از خانواده بزرگانند. دقت که کرد دید همه سرهای روی نیزه هم نورانی هستند ویکی از سرها از بقیه نورانی‌تر است و سر اباعبدالله را برای یک شب گرفت.راهبی که خط هدایت او از قبل معلوم است. در آخر هم آنطور شد که شمشیری که سال‌ها از پدرانش به او رسیده بود را کشید وجنگید و همان جابه شهادت رسید. و این دیرماندگار شد. هنوز آن سنگی که سر حضرت را روی آن گذاشته بود رویش رگه‌های خون پیداست. رفقا ! اگر ما را هم به همان راهبی بپذیرند برایمان کافیست. البته اگر بفهمیم درمی یابیم که هرسال در دل ما هم خون حسین علیه السلام می‌جوشد.
 کاراون این اسرا وارد شهری شد که در عین کفر بود اما این کاروان همه شهر را به هم ریخت. این منطقه ای که الان حرم حضرت رقیه سلام الله علیها است یهودی نشین بوده چرا که گفتند این‌ها مسلمان نیستند. هنوز هم اطراف حرم یهودی‌ها زیادند واین عظمت الهی است که این حرم‌ها را در دل محله‌های یهودی نشین از شر تروریست‌ها حفظ کرده در چنین وضعی کاروان وارد شهر شام شد .وضعیت چنان بر اهلبیت سخت گذشت که حضرت سجاد علیه السلام با اینکه همه آن جنایات را در کربلا شاهد بوده اند سه بار فرمودند : الشام. در چنین شرایطی  حضرت رقیه سلام الله علیها گفت چنان این‌ها را رسوا کنم  که اوضاع تغییر کند ، کاری می‌کنم که معجرها برگردد ، کاری می‌کنم همه اموالی که از اهلبیت علیهم السلام غارت کرده اند پس بدهندهمین هم شد. حالا تو هم از سه ساله ابی عبدالله علیه السلام بخواه همه چیزهای خوبی که از دست داده ای به تو برگرددبگو چشم خوب و پُراشکی داشتم ، دل پاکی داشتم ، دست پرخیری داشتم ، باور داشته باش می‌توانی همه این‌ها را از او بگیری. 

نظرات

ارسال نظر

پست الکترونیک شما در بخش نظرات عمومی منتشر نخواهد شد.